231
لِلّٰهِ ... ) نيز در سوره بقره آيه 196 است و اگر همه سوره بقره پيش از بدر نازل شده باشد، اهميت حج را در اين دوره مىرساند، گر چه كسى از مسلمانان به خاطر تسلط قريش بر مكه، جرأت رفتن به حج را نداشته است. در سوره انفال نيز كه شرح پيروزى مسلمانان بر قريش است خداوند اين پرسش را مطرح مىكند كه چرا خداوند آنان را عذاب نكند در حالى كه آنان سد از راه مسجد الحرام مىكردند؟ ( وَ مٰا لَهُمْ أَلاّٰ يُعَذِّبَهُمُ اللّٰهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ ... ) اين آيه مىتواند اين نكته را نشان دهد كه اساسا جنگ بدر بر سر همين مسأله بوده است. در سوره فتح آيه 25 و حج 25 نيز از صدّ از مسجد الحرام ياد شده است. در اين اواخر حيات پيامبر(ص) نيز همچنان روى بحث «صدّ از مسجد الحرام» تكيه مىشده است، چنان كه در آيه 2 سوره مائده آمده است كه: ( ...وَ لاٰ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ ... ) اشاره آيه به عدم سختگيرى به قريش به تلافى روزگارى است كه آنان راه مسلمانان را به مسجد الحرام سد كرده بودند.
با توجه به آنچه گذشت، روشن بود كه يكى از مسائل مهم پس از هجرت، درگيرى مدينه با مكه و نبرد با اهالى آن خواهد بود؛ زيرا نه پيامبرخدا(ص) حاضر بود از مكه چشمپوشى كند و نه اشراف مكه تحمّل اسلام و تسلّط آن بر شهرهايى مانند مدينه را داشتند، به ويژه كه در سال دوم هجرت، قبله اسلام از بيتالمقدس به سوى مكه تغيير كرد و نشان داد كه مسلمانان اين شهر را از دست نخواهند داد. اهميت انجام حج و عمره براى مسلمانان به حدى بود كه پيامبر(ص) در صلح حديبيه تن به شرايط سنگينى داد و تنها امتياز مهمى كه گرفت اين بود كه سه روز بتواند آن هم از سال بعد خود و همراهانش براى عمره وارد مكه شود. اكنون اندكى به عقب برگرديم.
سرانجام، مسلمانان حمله به كاروانهاى قريش را كه از مكه به راه مىافتاد و از نزديكى مدينه مىگذشت و به سمت شمال يعنى شامات مىرفتآغاز كردند.