230باشند. و از ميان مسلمانان، على بن ابىطالب(ع) را به عنوان برادر خود برگزيد.
استقرار در مدينه، نگاه به مكه
آمدن به مدينه به معناى چشم پوشى از مكه نبود. اين به رغم آن بود كه حضرت در يكى از نخستين دعاهاى خود فرمود: اللهم حَبّب الينا المدينة كَحُبّنا مَكّة او أشدّ . 1 روشن بود كه مكه به دلايل متعددى همچنان اصل بود. نخست از آن روى كه مكه حرم خداوند، پايگاه توحيد ابراهيمى و محل برگزارى حج به عنوان يك سنت اصيل توحيدى ابراهيمى بود. اسلام حج را پذيرفته بود و اهميت مكه نه تنها براى اين، بلكه از سال دوم كه به عنوان قبله انتخاب شد، آشكار شد كه حضرت محمد(ص) براى مكه اعتبار زيادى قائل بوده و دست از آن برنخواهد داشت.
قريش كه اهميت اين نكته را مىدانستند مصمم بودند تا به هر قيمت شده است حتى جنگ در ماه حرام مانع از دستيابى مسلمانان به مسجد الحرام شوند مگر اين كه آنان از دين خود باز گردند. آيه ذيل را در سوره بقره كه پيش از بدر نازل شده است مىخوانيم:
(يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرٰامِ قِتٰالٍ فِيهِ قُلْ قِتٰالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّٰهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِخْرٰاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ ...)
در اين آيه از حكم جنگ در ماه حرام، سد از راه خدا و مسجد الحرام و اخراج اهالى مكه از اين شهر و در جمع فتنه كه از قتل هم مهمتر است، و آن بازگرداندن مسلمانان از دينشان مىباشد، سخن گفته شده است. گفتنى است كه آيه ( وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ