137كه حضرت محمد(ص) يافت.
اينجا ديگرآدمى مالك چشمها و اشكهايش نيست. هر چند اينجا هيچگونه مصيبتى روى نداده كه ديدگان، اشك بار باشد و مرقد نبى و وليى نيست، ولى همينجاست كه خدا با برگزيده خود سخن مىگويد؛ غار حراء بر فراز جبلالنور.
آنچه آرزوى ديدارش را داشتهام و در اين ظهر سوزان تابستان، به شوقش راهى دشوار را درنورديدهام، دو تختهسنگ بيش نيست. به راستى چه چيز دلم را شيفته اين سادگى مىكند؟! بىترديد، دليل اين همه شگفتى، معنويت حاكم بر اين مكان است و هالهاى از الوهيت كه همچنان برفراز آن مىدرخشد.
كوهستان خاموش است. گويى هنوز مدهوش نيايشهاى غريبانه مردى است كه دور از نيستان