136هجوم مىآورد، ولى ما مصمم بوديم اين راه را تا پايان برويم. بطرىهاى آب در همان نيم ساعت اول تمام شد. قسمتهايى از راه به دست افرادى از كشور پاكستان به صورت پله پله درآمده بود و عبور بسيار راحت بود. بر فراز كوه كه رسيديم، هيچ نديديم. عدهاى در حال بازگشت از غار بودند. از آنها پرسيديم چگونه مىتوان به غار رسيد؟ گفتند: بايد از جانب ديگر كوه چند مترى پايين برويد، از آنجا غار پيداست. به همان جانب به راه افتاديم.
واى خداى من! تنها دو تخته سنگ بر روى هم افتاده، معبد و عبادتگاه برترين خلق خداست؟! يكباره همه شكوه و عظمت ديرها و معابد بزرگ تاريخ از نظرمان محو شد. در سايبان دو تخته سنگ نيز مىتوان خدا را يافت، همانگونه