79بوى متعفن لَش حيوانات ما را به تنگ آورده بود.
همان روز (روز عيد) خيلى از حجاج مكّه رفتند براى طواف ولكن براى ما ممكن نشد روز 11 عازم مكه شديم ابتدا به قصد رمى جمره 7 نفرى حركت كرديم و از راه آسانى رفتيم معلوم شد كه ما ديروز آن همه رنج ديدهايم از جهت اين بود كه از راه بد رفته بوديم و الاّ خيلى راحت بوده است.
خلاصه جمره اولى و وسطى و عقبى را به آسانى زديم و در اين ميان به آقاى حاج رحيم زنجانى و حاج ميرخليل و سلطانى و حاج كريم برخورديم و آنها هم با ما رفيق شدند به عزم مكه به راه افتاديم ماشين سوارى ممكن نشد، ولى راه افتاديم بالاخره يك ماشين آمد، سوار شديم و سرپا ايستاديم تا مسافرين كه عربها بودند يكى پس از ديگرى پياده شدند ما هم نشستيم و وارد مكه شديم. ديديم كه خلوت است، ولى ما به سراغ بركه رفتيم و شستوشو نموديم و غسل كرديم و برگشتيم در يك قهوهخانه غذا خورديم و به مسجدالحرام رفته و طواف كرديم و نماز خوانديم و سعى كرديم دوباره براى طواف نساء برگشته و انجام داديم و نماز خوانديم.
خواستيم شروع به عمل نماييم آقاى حاج آخوند اظهار كرد كه من ناراحتى دارم و گفت كه من ميان صفا و مروه در يك محلّى قدرى استراحت نمايم و رفت براى