96در آن هنگامهاى عظيم در نظر آورد.
زيرا همه كسانى كه در اينجا گرد هم مىآيند، از زن و فرزند، خانه و امكانات و شغل و سرمايه خود جدا شدهاند و لباس آنان همان لباسهاى ساده احرام و خانههايشان چادرهايى است كه هيچگونه تشريفات خاصى ندارد.
بديهى است كه اين صحنه و وضعيت، يادآور روزى است كه آدمها با سر و پاى برهنه، در صحراى قيامت برانگيخته مىگردند و بر هيچ چيزى جز عمل خود، اتّكايى نخواهند داشت.
محدث بزرگ و حكيم عارف، فيض كاشانى در اين باره فرموده است:
از مشاهده ازدحام خلق و بلند شدن آوازها و اختلاف زبانها و اينكه هر فرقهاى در اداى مناسك و آمد و شد به مشاعر، از ائمه خود پيروى كرده است و به طريقه آنها رفتار مىكند، صحراى محشر و اجتماع امتها را با پيامبران و امامان خويش به خاطر مىآورى و اينكه هر امتى به پيامبر خود اقتدا مىكند و به شفاعت او چشم اميد دارد و در آن يگانه عرصه پهناور، متحير است كه شفاعت در مورد او رد يا پذيرفته خواهد شد و چون اين را به ياد آورى، زارى و تضرع به خداوند را ملازم دل خود كن تا در زمره رستگاران و مرحومان محشور شوى. 1
ه) زود گذر بودن دنيا
عمل واجب در عرفات، وقوف است، هر چند كه خيلى اندك و به دقيقهاى باشد. به عبارت ديگر وقوف؛ يعنى درنگى كوتاه و زودگذر، و فلسفه آن اين است كه اى انسان حجگزار، دنيا و زندگى آن، دمى بيش نيست. در اين زمان كوتاه و اندك، بار سنگين گناه برمدار و آرزوهايت را دراز و طولانى نكن و بدان كه زمانى از اين دنيا خواهى رفت و كاروان عرفات، هميشه روان و در حال رفتن است و رفتن به سوى ابديت، و الى الله المصير.
12. فلسفه وقوف به مشعرالحرام
شب مشعر (شب دهم ذىحجه) آموزشهاى زيادى دارد، مثل بيدارى، هوشيارى،