224 بوده و جهاد با آنان واجب باشد، پس چرا وهابيان در جهاد با آنان مرتكب وحشىگرى و ايجاد رعب و وحشت شده، آنان را به فجيعترين وجه مىكشند و اعضاى آنان را مثله و تكه پاره كرده، حتى به اطفال شيرخوار هم رحم نمىكنند؟
به عنوان نمونه، در يكى از جهادهاى وهابىها عليه مسلمانان، در وادى «دواسر» در حالى كه اكثر آنان در مساجد مشغول خواندن نماز صبح بودند، سه هزار نفر را قتل عام كردند و مساجد را بر آنان خراب كردند و خانههايشان را آتش زدند و انگشت پاى اطفال را قطع نموده، سپس پاهايشان را قطع نمودند؛ و همينطور انگشتهاى دست آنان را قطع كردند تا به تدريج و همراه با شكنجه بميرند. آنان چشمها را از حدقه بيرون آوردند تا با اين كارشان ديگران را بترسانند. 1وهابيان اينگونه جهاد را از كجا آموختهاند؟ آيا با اين كار آنان، جهاد كه يك پديده مقدس الهى است، خدشهدار نمىشود و چهره ضد انسانى و الهى به خود نمىگيرد؟ در حالى كه چنين رفتارى، حتى در ميان دزدان و جنايت كاران تاريخ، ديده نشده است.
آيا اينگونه رفتار وحشيانه وهابيان به نام اسلام، با مسلمانان و تحت عنوان جهاد، اسلام را در انظار جهانيان منفور و وحشتزا جلوه نمىدهد؟ و كدام عقل، مىتواند چنين دينى را بپذيرد؟
«حافظ وهبه» مستشار سعودى در كتاب «جزيرة العرب فى القرن العشرين» درباره رفتار وهابىها با مسلمانان چنين گزارش ميدهد كه