428وقت كجا ملاقات كنم ؟ من در مدينهام و او در كوفه است ، فرمود : هرگاه شب داخل شود تنها برو به بقيع بدون آنكه كسى از اصحاب و غلامان تو بفهمد، در آنجا شترى زين كرده خواهى ديد ، آن شتر را سوار مىشوى و به كوفه مىروى ، علىّ بن يقطين شب به بقيع رفت و همان شتر را سوار شد، به اندك زمانى دَرِ خانۀ ابراهيم جمّال رسيد ، شتر را خوابانيد و دَر را كوبيد، ابراهيم گفت :
كيست ؟ گفت : علىّ بن يقطينم ، ابراهيم گفت : علىّ بن يقطين بر دَرِ خانۀ من چه مىكند ؟ ! فرمود : بيرون بيا كه امر من عظيم است، و قسم داد كه او را اذن دخول دهد ، چون داخل شد گفت : اى ابراهيم ! آقا و مولى ابا فرمود كه عمل مرا قبول نمايد مگر آنكه تو از من بگذرى ، گفت :
غَفَرَ اللّٰهُ لَكَ ، پس علىّ بن يقطين صورت خود را بر خاك گذاشت و ابراهيم را قسم داد كه پا روى صورت من گذار، و صورت مرا زير پاى خود بمال ، ابراهيم امتناع نمود ، على او را قسم داد كه چنين كند، پس ابراهيم پا به صورت علىّ بن يقطين گذاشت و رخ او را زير پاى خود بماليد و على مىگفت : اللّٰهُمَّ اشْهَدْ، بارالها تو شاهد باش ، پس بيرون آمد و سوار شد و همان شب به مدينه برگشت و شتر را بر دَرِ خانۀ حضرت موسى بن جعفر عليه السلام خوابانيد ، آن وقت حضرت او را اذن داد ، بر آن جناب وارد شد و حضرت از او قبول فرمود 1 .
از ملاحظۀ اين خبر معلوم مىشود كه حقوق اخوان به چه اندازه است .
دهم : بوسيدن عتبۀ عاليه و آستانۀ مباركه است ، و شيخ شهيد رحمه الله فرموده كه : اگر زيارت كننده سجده كند و نيّت كند كه از براى خدا سجده مىكنم به شكر اينكه مرا به اين مكان رسانيده بهتر خواهد بود 2 .
يازدهم : مقدّم داشتن پاى راست در وقت داخل شدن، و مقدّم داشتن پاى چپ در وقت بيرون آمدن، مانند مساجد 3 .
دوازدهم : رفتن به نزد ضريح مطهّر به نحوى كه خود را بتواند به آن بچسباند ، و توهّم آنكه دور ايستادن ادب است وهم است 4، زيرا كه وارد شده تكيه كردن بر ضريح و بوسيدن آن 5 .