270معلوم نيست اعتراض كننده چه كسى بوده و اين اعتراض در چه وقت مطرح شده است.ابن ابى الحديد مىگويد: اعتراض كننده سعد وقاص بوده، آن هم در روز شورا. سپس مىگويد: ولى اماميه معتقدند كه اعتراض كننده ابوعبيده جراح بوده و در روز سقيفه چنين اعتراض كرده است.
حضرت در ادامه مىفرمايد:
«خدايا! از ظلم قريش و همدستان آنها به تو شكايت مىكنم. اينها با من قطع رحم كردند و مقام و منزلت بزرگ مرا تحقير نمودند. اتفاق كردند در مورد امرى كه حق خاص من بود، بر ضدّ من قيام كنند». 1تا اين جا روشن گرديد كه امام هرگز در مسأله خلافت و امامت با خلفا مصالحه نكرد و پيوسته از مظلوميت خود سخن مىگفت و نسلها را از حقايق آگاه مىساخت.
نكته دوم، همكارى امام با خلافت در مسائل دينى و سياسى و حل مشكلات خلفا است كه موضع امام در اين مورد كاملاً مثبت بود. ايشان در يكى از نامههاى خود، علت همكارى با دستگاه خلافت را به روشنى بيان مىكند. اكنون ترجمۀ نامۀ امام را در اين جا مىآوريم:
«به خدا سوگند هرگز فكر نمىكردم و به خاطرم خطور نمىكرد كه عرب بعد از پيامبر; امر امامت و رهبرى را از اهل بيت او بگردانند (و در جاى ديگر قرار دهند و باور نمىكردم) آنها آن را از من دور سازند! تنها چيزى كه مرا ناراحت كرد اجتماع مردم اطراف فلان... بود كه با او بيعت كنند. دست بر روى دست گذاردم تا اين كه با چشم خود ديدم گروهى از اسلام بازگشته و مىخواهند دين محمد (ص) را نابود سازند. (در اين جا بود) كه