269زنان بهشت بود، بر اثر عدم بيعت با امام عصر خود - نعوذ باللّه - مرگ جاهليت بوده است.
ب. خليفه وقت، امام زمان خود نبوده و بدون جهت منصب خلافت را اشغال كرده است و امام همان فردى بود كه در سرزمين غدير، بر خلافت او تنصيص شد و زهرا از روز نخست با او بيعت كرده و تا جان بر لب و توان در بدن داشت، از يارى او باز نايستاد.
رابعاً: كلمات امام در موارد مختلف حاكى از آن است كه او تا آخرين لحظات زندگى، خود را شايسته خلافت مىدانست و اين كه خلافت حق مسلم او بود و از وى گرفته شد. در اين مورد، علاوه بر خطبه «شقشقيه» كه همه با او آشنا هستيم، سخنان ديگر او حاكى از غصب خلافت و عقب زدن او است كه ما در اين جا به برخى از سخنان آن حضرت اشاره مىكنيم:
الف. «به خدا سوگند از روزى كه خدا جان پيامبر خويش را تحويل گرفت تا امروز همواره حق مسلم من از من سلب شده است». 1ب: «شخصى در حضور جمعى به من گفت: پسر ابوطالب! تو بر امر خلافت حريصى; به او گفتم:
«بلكه شما حريصتر و از پيغمبر دورتريد و من از نظر روحى و جسمى نزديكترم. من حق خود را طلب كردم و شما مىخواهيد ميان من و حق خاص من حائل و مانع شويد و مرا از آن منصرف سازيد. آيا آن كه حق خويش را مىخواهد حريصتر است يا آن كه به حق ديگران چشم دوخته است؟ همين كه او را در برابر حاضران با نيروى استدلال كوبيدم به خود آمد و نمىدانست در جواب من چه بگويد». 2