135
وصايت بودن امام در شعر شعراى عصر رسالت
وصى بودن امام در عصر رسالت و پس از آن، از شهرت بسيار بالايى برخوردار بود، تا آنجا كه شاعران عصر نخست، «وصى» را يكى از القاب امام دانسته و در اشعار خود او را به اين لقب خواندهاند، اكنون چند نمونه از سرودههاى آنان را در اين مورد ذكر مىكنيم:
1. عبداللّه بن ابى سفيان
وَصِىُّ النّبِىّ المُصْطَفى وَ ابْنُ عَمّهِ فَمَنْ ذا يُدانِيهِ وَمَنْ ذا يُقارِبُهُ
او وصى پيامبر برگزيده و پسر عموى او است
كيست كسى كه در رديف او قرار گيرد؟!
2. عبدالرحمن جعيل
عَلِيّاً وَصِىُّ الْمُصْطَفى وَابنُ عَمّهِ
وَ أوّلُ مَنْ صَلّى أَخا الدِّين وَالتُّقى
على وصى (نبى) مصطفى و پسر عموى او است
نخستين كسى كه نمازگزارد، ديندار و پرهيزگار است
3. ابن التيهان از حاضران در جنگ بدر
إِنَّ الوَصىَّ إِمامُنا وَوَلِيُّنا بَرِحَ الخَفاءُ وَباحَتِ الأَسْرارُ
وصى، امام و سرپرست ما است
آنچه مخفى بود آشكار، و رازها بازگو شد
ابن ابى الحديد در اين فصل، اشعار زيادى نقل كرده كه در آنها،شعراى عصر رسالت و پس از وى، امام على(ع) را به عنوان وصى