45مىبينيم عمر براى اولين بار مردم را جمع كرد تا پشت سر يك نفر نماز بخوانند. پس از وى عثمان و پس از او [حضرت] على (ع) نيز همينگونه عمل كردند. اين سنت عمر همچنان در سرزمينهاى اسلامى دنبال مىشود. 1
«اسماعيل امير صنعانى» به دليل داشتن فهمى متفاوت از پيشوايان [مذاهب اهل سنت] در تعليق سخن عمر كه چنين نماز جماعتى را بدعتى نيكو دانسته سخن نادرستى آورده است. وى مىگويد:
منظور اين است كه مردم را به نماز خواندن پشت سر يك امام جماعت ملزم كرد. اين الزام يك كار بديع و نوآورى بود. منظور عمر اين نبود كه به جماعت خواندن نماز مستحبى، بدعت است؛ بلكه او مردم را جمع كرد تا يك نماز جماعت برپا شود و اين كار را بدعت ناميد. درباره عبارت «بدعت خوبى است» بايد يادآور شد كه بدعت، امر پسنديده و ستودنى نيست؛ بلكه هر بدعتى گمراهى است.
آيا اين سخنان، بىادبى به فردى نيست كه به فرموده رسول خدا(ص) خداوند حق را بر زبان و قلب او جارى كرده است؟! گويا اين مرد بغض و كينه عمر را از پيشينيان خود به ارث برده است. وى در فهم متون روايى دچار انحراف شگفتآورى شده است. او مىگويد: «ابوداود»، «احمد» و «ترمذى» اين روايت را آوردهاند كه پيامبر(ص) فرمود:
« عَلَيكُم بِسُنَّتِي وَ سُنَّةِ الخُلَفاءِ الرّاشِدِينَ بَعدي. تَمَسَّكُوا بها وَ عَضُّوا عَلَيها بِالنَّواجِذِ » . 2