44 «لا الهَ الا الله». هر كس بگويد، مال و جانش در امان است». ابوبكر پاسخ داد: «به خدا سوگند با كسانى كه بين نماز و زكات جدايى انداختند، مىجنگم [منظور كسانى است كه نماز مىخوانند ولى زكات نمىپردازند]؛ زيرا زكات حقى است كه بر مال انسان قرار گرفته است. به خدا سوگند اگر آنان از دادن بز مادهاى كه به رسول خدا(ص) مىدادند، خوددارى كنند، براى اين كار نيز با آنان خواهم جنگيد». عمر گفت: «به خدا سوگند جز اين نيست كه خداوند به ابوبكر عنايت كرده تا بجنگد. پس دانستم كه او بر حق است».
مىبينيم ابوبكر و صحابه كارى را كردند كه رسول خدا(ص) انجام نداده بود. آنان با كسانى كه زكات نمىدادند، جنگيدند و به ريختن خون انسانها مبادرت كردند؛ امرى كه در دين اسلام حرمت بسيارى دارد.
«بخارى» و «مالك» از «عبدالرحمن بن عبدالقارى» روايت مىكنند: در يكى از شبهاى ماه رمضان با عمر بن خطاب به سوى مسجد رفتيم. ديديم كه مردم پراكنده شدهاند و يك نفر به تنهايى نماز مىگزارد. فرد ديگرى نيز به همراه عدهاى از مردم [نه همه نمازگزاران] نماز جماعت برگزار كردهاند. عمر گفت: «اگر مردم پشت سر يك نفر نماز بگزارند بهتر است». سپس ابّى بن كعب را امام جماعت قرار داد و مردم را نيز به نماز در پشت سر او فراخواند. شب ديگرى با عمر به مسجد آمديم؛ ديديم كه مردم همه پشت سر يك نفر نماز مىخوانند. عمر گفت«: اين بدعت خوبى است». 1