96ويتيمان ومسكينان وواماندگان در راه وسائلان وبردگان، انفاق مىكند؛ نماز را برپا مىدارد وزكات را مىپردازد؛ و] همچنين[ كسانى كه به عهد خود -به هنگامى كه عهد بستند- وفا مىكنند.
عثمان گفت: «آيا اشكالى دارد كه مالى را از بيت المال برداريم ودر امور خود مصرف كرده واز آن به شما نيز عطا كنيم؟» كعب گفت: «اشكالى ندارد». ابوذر با عصا بر سينه او زد وگفت: «اى يهودى! چه چيز به تو جرأت داده كه در دين ما سخن بگويى؟!...». 1
مسعودى در جاى ديگر نقل مىكند كه در آن روز تركه وارث عبدالرحمان بن عوف زهرى را از اموال نزد او آوردند، آن قدر زياد بود كه بين عثمان وآن شخص حائل شد. عثمان گفت: «من اميد خير در حقّ عبدالرحمان دارم؛ زيرا صدقه مىداد ومهماننوازى مىكرد ودر آخر نيز اين مقدار ارث را به جاى گذارد».
كعبالاحبار گفت: «راست گفتى اى اميرالمؤمنين! ابوذر عصا را كشيد وبر سر او زد وگفت:
اى فرزند يهودى! به كسى كه مرده واين اموال را از خود به جاى گذارده مىگويى كه خداوند به او خير دنيا وآخرت داده است؟!... از رسول خدا(ص) شنيدم كه مىفرمود: مرا خوشنود نمىسازد به اينكه بميرم در حالى كه يك قيراط براى خود به جاى گذاردهام.