67مذمّت او رسيده است كه يا به جهت استناد به آن جمله معروف «جسم لا كالاجسام» است كه آن را مورد بررسى قرار داديم ويا به جهت خصومت وحسدى كه با او داشتهاند ذكر شده است.
بررسى روايات در مذمّت هشام
با مراجعه به كتابهاى تراجم ورجال پى به رواياتى در مذمّت هشام خواهيم برد كه به جهت نسبت تجسيم درباره او رسيده است، ولى مىتوان جوابهاى متعددى به آنها داد:
1. اغلب اين روايات از حيث سند ضعيفاند. 1
2. اينروايات علاوه بر اينكه تعدادشان كماست بارواياتصحيحه ومستفيضهاى كه در فضيلت ومقام ومنزلت هشام از امامان رسيده است، معارضه دارند.
3. مىتوان آن روايات را حمل بر تجسيم لفظى ولغوى نمود، به اين معنا كه هشام؛ گرچه عقيدهاى صحيح وسالم داشته ولى به جهت به كار بردن تعبيرى كه سبب شده دشمنان شيعه آن را مستمسك قرار داده وآن را بر ضدّ شيعه به كار برند، مورد انتقاد قرار گرفته است.
4. ممكن است بگوييم كه امامان شيعه، اصل اين فكر وعقيده را كه به هشام نسبت داده شده مورد مذمّت ونقد قرار دادهاند، گرچه انتساب آن را به هشام قبول نداشتهاند. به اين معنا بر فرض كه هشام چنين حرفى را زده باشد، قطعاً باطل ومورد سرزنش است؛ زيرا به جهت اشاعه نظريه تجسيم، امام در جامعه احساس خطر كرده