52بررسى كنيم تا از صحت يا فساد آن آگاهى يابيم:
1. شيخ كلينى \ (329 ه.ق)؛ در كتاب «كافى» بابى را منعقد كرده تحت عنوان «باب النهى عن الجسم والصورة» 1، كه به تبع روايات، اين خود دلالت بر عدم اعتقاد او، به تجسيم دارد.
2. شيخ صدوق \ (381ه.ق)؛ در كتاب «توحيد» بابى دارد به نام «باب انّ الله عزّوجلّ ليس بجسم ولاصورة». 2
3. شيخ مفيد \ (413ه.ق)؛ در كتاب «تصحيح الاعتقاد» مىگويد:
و اما كلام در توحيد ونفى تشبيه از خداوند وتنزيه وتقديس براى او، چيزى است كه به آن امر شده ومورد رغبت قرار گرفته است. واخبار بسيارى بر آن دلالت دارد. 3
مىدانيم كه تجسيم داخل در تشبيه است، لذا كلام شيخ مفيد شامل تجسيم نيز مىشود.
4. ابوالفتح كراجكى (449ه.ق)؛ در كتاب «كنز الفوائد» بابى دارد تحت عنوان «فصل من الاستدلال على انّ الله تعالى ليس بجسم». 4
5. شيخ طوسى (460ه.ق)؛ در تفسير «التبيان» از جمله كسانى كه ذبيحه وكشتارشان را حرام مىداند، كسانى را برمى شمارد كه