28
وماكان في معناها؟ قيل له: لانسلم انتفاء هذا اللازم. 1
اگر كسى اشكال كند كه در صورت قول به تجسيم لازم مىآيد كه به سوى پروردگارت با بلند كردن دستها در حال دعا اشاره شود و ملائكه و روح به سوى او بالا روند، و محمّد(ص) نيز به سوى او رود، و ملائكه از جانب او فرود آيند و از ناحيه او قرآن نازل شود، و امثال اينها از لوازمى كه قرآن و سنت بر آن نطق كرده و آنچه به اين معناست. در پاسخ او مىگوييم: منتفى بودن اين امور لازم را مسلّم نمىدانيم.
او در جاى ديگرى مىگويد:
...فما ثبت بالكتاب و السنة و اجمع عليه سلف الأمة هو حقّ، و اذا لزم من ذلك ان يكون هو الذي يعنيه بعض المتكلّمين بلفظ الجسم، فلازم الحقّ حقّ. 2
... پس آنچه به كتاب و سنت ثابت شده و اجماع امت بر آن است حق مىباشد، و اگر لازمه آن عقيده اعتراف به جسميت خداست اشكالى ندارد؛ زيرا لازمه حقّ، حقّ است.
ابن تيميه مىگويد:
انّ محمّداً رسول الله يجلسه ربّه علي