80 كهپيگيرى كرده، در خطا مىافتد و شروع به توصيف مردم به بدعتگزار شده و اعمالى كه با شريعت تنافى ندارد را به بدعت نسبت مىدهد، به گمان اينكه قرائت و فهم عمومى در شريعت او را اهليت داده كه اينگونه بگويد و در دعوتش تندروى كند، و لذا هيچ طالب علمى كه در فقه و اصول تخصص پيدا كرده را نمىيابيم كه گفته او را بگويد يا به روش او راضى باشد؛ چه از افراد مقدمين يا معاصرين.
ديدگاه محمد بن علوى مالكى
محمّد بن علوى مالكى در نقد ميزان بودن فعل سلف مىگويد:
... فغاية حجتهم انّهم يقولون: انّ هذا العمل لميفعله رسول الله9 ولم يكن من عمل السلف وعليه فهو حرام أو بدعة أو ضلالة؛ لانّه مخالف لكتاب الله وسنة رسوله، هكذا يتجاسرون على الدين واحكامه بلا نظر ولا رويّة، وهذا الكلام منهم اوّله حقّ وآخره باطل... 1
...نهايت دليل آنها اين است كه مىگويند: اين عمل را رسول خدا(ص) انجام نداده واز كردار پيشينيان نيست، ولذا حرام يا بدعت يا گمراهى است؛ زيرا مخالف كتاب خدا وسنت رسول اوست. اينان اينگونه بر دين واحكام آن جسارت مىكنند بدون آنكه نظر وتأمّل نمايند، واين كلام آنها، اولش حقّ وآخرش باطل است...