79 امر هرگز اتفاق نيفتاده است، و ثابت نشده كه شخصى از فقها لفظ «بدعت گزار» را بر ديگرى اطلاق كند، بلكه امر به عكس بوده است؛ زيرا هر مذهبى در صورتى كه مردم را به اخذ به مسألهاى از مسايل ملزم نكند عمل به آن را بر نظر ديگران تفضيل مىدهد و مىگويد: به آن عمل مىشود تا از خلافى كه برخى آن را موجب شدهاند خارج شوند و اين اشاره و دلالت بر احترام رأى يكديگر دارد گرچه اجتهادش به اخذ به آن نرسيده است...
عبدالملك سعدى همچنين در ردّ تندروى وهابيان و به كارگيرى از عنوان «بدعت» مىگويد:
و ممّا يؤسف انّ البعض ممّن ليس من اهل التخصص بالفقه أو قرأ الفقه و لم يتضلّع به جعل من نفسه عالماً يتصدّى للفتوى، و غالباً مايقع فى الخطأ تبعاً لهواه أو للاتجاه الذى ساربه، فاخذ يصف الناس بالمبتدعين، و الاعمال التى لاتتنافى مع الشريعة بالبدعة، ظناً منه انّ قرائته و ثقافته العامة فى الشريعة اهلته ليقول ذلك و يتطرّف فى دعوته؛ و لذلك لم نجد أى طالب علم تضلع بالفقه و الأصول يقول بقوله أو يرضى باسلوبه؛ سواء من القدامى أو المعاصرين. 1
از جمله امورى كه مايه تأسف است اينكه برخى از كسانى كه تخصص در فقه نداشته يا اصلاً فقه نخوانده و در آن تبحرى ندارند خود را عالم به حساب آورده و متصدى فتوا شدهاند، و لذا در غالب اوقات به جهت متابعت از هواى نفس يا روشى را