73يتمّ ايمانهم بالله و رسوله... 1
چگونه مؤمن عالم مىتواند بر عادات عوام مردم يا كسانى كه عوامزدگى آنان را زنجير كرده يا قومى كه در جهالت غوطهور بوده وهرگز رسوخ در علم نكردهاند، اعتماد كند، آنان كه از اولى الأمر به حساب نيامده وبراى مشورت صلاحيّت ندارند، وشايد كه ايمانشان به خدا ورسولش كامل نشده است...
حال اگر اهل سلف ممكن است چنين باشند، چگونه فعل وكردار آنان را حجّت ومصدر تشريع مىدانند؟!
به هر حال ما معتقديم كه مصدر تشريع كه مىتواند از خلال آن احكام دين استنباط واستخراج شود، بايد از مصونيّت از خطا برخوردار باشند واز كمترين چيزى كه تصوّرش در تناقض واختلاف واشتباه مىرود محفوظ باشد كه در مورد فعل سلف اين چنين تصوّرى ممكن نيست.
ثالثاً: ما معتقديم كه دين اسلام دينى آسمانى است كه براى همه امتها وقوميّتهاى گوناگون بشرى نازل شده و نمىتوان آن را محصور در ضمن عادات وعرفيّتهاى خاصّى نموده يا محصور در محدوده وجوّ تقليدى معيّن كرد. دين بالاتر از هر عرفيّتى است؛ زيرا دين درصدد برآوردن حاجات بشر است كه در كمون بشر نهفته است. دين متكفّل نظام وقوانين عامى است كه مىتواند هدايت عموم بشر را برعهده گرفته تا به سعادت ونجات برساند، كه از آن تعبير به دين