95 هستند و طبق روايات، پاسخ سلام ما را مىدهند و... اما از سوى ديگر با درخواست از مردگان مخالفت مىكنند، در واقع مقدمات استدلال را پذيرفتهاند؛ اما دعواى آنها بر سر نتيجه است. در نتيجه، رفتار آنان تناقضآميز و به دور از شأن هر انسان خردمند و فاضلى است.
همچنين ما رواياتى را بيان كرديم كه نزاع و كشمكش را از بين مىبرد. از جمله روايت «عثمان بن حنيف» است كه بيانگر درستى توسل به رسول خدا(ص) در زمان حيات ايشان و پس از وفات است. در اين دعا آمده است: « يا محمد اشفع لي عند ربك » . 1
شفاعت از سوى پيامبر(ص) فقط توسط دعاى ايشان براى ما معنا دارد. در روايت صحيح ديگرى نيز مىخوانيم: « اللّهُمَّ إنّي أَسأَلُكَ بِحَقِّ السّائِلينَ عَلَيكَ » . 2
بنابراين، توسل به صالحان و يارى خواستن از آنان، امرى ثابت است و حقيقت دارد. در برخى از نوشتههاى پيشين خود گفتيم كه شركآميز بودن اين عمل بىمعناست؛ زيرا اگر انسان زنده از مرده چيزى درخواست كند - مردهاى كه روحش زنده است و از لوازم و ويژگىهاى حيات بهرهمند است - در واقع از باب اكتساب از او درخواست كرده نه از باب خلق و ايجاد؛ زيرا معقول نيست كه براى مرده شأنى بالاتر از زنده قائل