71 حافظان حديث - حتى شوكانى - نيز آن را پذيرفتهاند. همگى از «عثمان بن حنيف» نقل كردهاند كه مردى نابينا نزد پيامبر(ص) آمد. آنها نيز با پيامبر(ص) نشسته بودند. مرد نابينا از نابينايىاش به پيامبر(ص) شكوه كرد. آن حضرت وى را به صبر و بردبارى توصيه كرد. نابينا گفت: «من راهنمايى ندارم و اين نابينايى برايم مشكل شده است.» پيامبر(ص) به او فرمودند: «وضو بگير و دو ركعت نماز بخوان. آنگاه بگو: « اللّهُمَّ إنّي أَتَوَجَّهُ إلَيكَ بِنَبِيكَ مُحَمَّدٍ نَبِي الرَّحمَةِ يا مُحَمَّد إنِّي تَوَجَّهتُ بِكَ إلى رَبّي فِى حاجَتِي لِتَقْضِى لِي اللّهُمَّ شَفِّعهُ في » . 1
در روايتى آمده كه اگر حاجت ديگرى داشتى، مانند اين كار را انجام بده.» «عثمان بن حنيف» مىگويد: به خدا سوگند كه اين فرد نابينا هنوز از مجلس ما بيرون نرفته، بينايىاش را به دست آورد؛ گويا كه از اول نابينا نبود. اين حديث صريح و صحيحى است كه شايسته بود نزاع را تمام كند؛ 2 اما انسانهاى فرومايه و متعصب، دست از انديشههاى فاسد و سخنان تهى برنمىدارند. خداوند مىفرمايد: وَ كٰانَ الْإِنْسٰانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلاً ؛ «و انسان بيش از هر چيز سَرِ جدال دارد». (كهف: 54) در حديث پيشين پيامبر(ص) مىفرمايد: اگر حاجت ديگرى داشتى نيز مانند همين كار را انجام بده. در واقع پيامبر(ص) به آن فرد نابينا مىآموزد كه بگو «يا محمد!»؛ حال آنكه پيامبر(ص) غايب است و منادا قرار مىگيرد؛ اما اين