112زيرا استدلال آنها به آياتى است كه از موضوع بحث خارج است. در آيه سوم سوره زمر تصريح شده كه اين آيه درباره كسانى سخن مىگويد كه دوستانى را به غير از خدا برگرفته و آنها را پرستيدهاند. [اما در بحث ما، پرستش پيامبران و صالحان مطرح نيست]. كسى كه به دانشمندى متوسل شده، او را پرستش نكرده؛ بلكه مىداند دانشى كه آن فرد دارد، به او نزد خداوند برترى داده است. به همين دليل به او توسل پيدا كرده است.
همچنين در آيه 18 سوره جنّ از خواندن غير از خدا به همراه خدا نهى شده است. براى مثال از اين سخن نهى شده كه گفته شود: «يا الله! يا فلان!» كسى كه به دانشمندى متوسل مىشود، فقط خدا را مىخواند؛ اما تقربجويى او نزد خداوند، با توسل به كار شايستهاى از بندگان خداوند صورت مىگيرد؛ چنانكه در حكايت نقل شده از پيامبر(ص) نيز آن سه نفر با توسل به اعمال شايسته خود خداوند را خواندند. آيه 14 سوره رعد نيز درباره كسانى است كه به جز خداوند را خواندهاند؛ در حالىكه توسلجويان به پيامبران و صالحان، نه غير خدا و نه به همراه خداوند، ديگرى را نخواندهاند.
پس از آشنايى با اين پاسخها، آشكار مىشود كه چگونه بايد به ادلهاى كه از بحث خارج هستند، پاسخ داده شود. آنان به آياتى استناد مىكنند كه كاملاً از بحث ما خارج است. براى مثال به آيات سوره انفطار استدلال مىكنند:
وَ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا يَوْمُ الدِّينِ * ثُمَّ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا يَوْمُ الدِّينِ * يَوْمَ لاٰ تَمْلِكُ