109 به ارواح را نپذيريم؛ زيرا اين رفتار، تناقضآميز است و ملزوم از لازم جدا شده است. ما در اين رابطه، اجماع پيشوايان در اعتقاد به توسل به پيامبر(ص) هنگام زيارت قبر ايشان را بيان كرديم. همچنين اگر براى اين موضوع، فقط روايت عثمان بن حنيف وجود داشت، براى ما كافى بود.
به طور كلى همه اديان، فلاسفه پيشين و معاصر يا به عبارتى مسلمانان، اروپايىها، آمريكايىها و هندوها همه بر وجود حيات و لوازم آن براى روح اجماع دارند. همه بر اين باورند كه روح پس از جدايى از تن، توان تصرف و آزادى عملى دارد كه در اين دنيا نداشته است. اين دقيقاً سخن «ابنقيم»، از بزرگان مخالف توسل است كه در «كتاب الروح» بيان كرده است. اميد آنكه خداوند حجاب ماديات و تاريكى را از دل ما بزدايد.
و ما در انتها كلام محدث سلفى، «شيخ محمد بن على شوكانى» را در جواز توسل بيان مىكنيم. وى در رساله «الدر النضيد فى اخلاص كلمة التوحيد» مىنويسد: «شيخ عز الدين بن عبدالسلام درباره توسل به خداوند به واسطه يكى از بندگانش براى برآورده شدن حاجات مىگويد فقط توسل به پيامبر(ص) درست است؛ البته اگر روايت نقل شده در اين باره درست باشد. شايد منظور او حديثى باشد كه نقل شده فردى نابينا نزد پيامبر(ص)مىآيد [و براى بازيافتن بينايى خود به آن حضرت متوسل مىشود.] اين روايت را «نسائى» و «ترمذى» در سنن نقل كردهاند. «ابنماجه» و ديگران نيز اين حديث را صحيح مىدانند. «عزالدين بن عبدالسلام» مىگويد: مردم