108 كه نيازى به يقين نيست. خوشگمانى به مسلمانان، به ويژه افراد صالح، امرى مطلوب است. قطع و يقينى كه شما به دنبال آن هستيد، در هيچ جا شرط نشده است.
پرسشكننده در ادامه مىگويد: خوشگمانى خوب است؛ اما نه اينكه زيادهروى كنيم و حتى درباره كسانى كه فرد معصوم [مانند پيامبر(ص)] بر نيكى او گواهى نداده، خوشگمان باشيم.
پاسخ ما اين است كه بدگمانى نسبت به كسانى كه فرد معصوم نسبت به نيكى آنان تصريح نكرده، كار ناپسندى است؛ به ويژه اگر نشانههاى خير و صلاح در اين افراد وجود داشته باشد، يا در زمان حيات يا مرگ از آنها كراماتى نقل شده باشد. بيان اين سخن كه ممكن است حال او تغيير كرده باشد، بدگمانى نسبت به مسلمانان يا حتى بدگمانى به خداوند است. اين سخن، نامهربانى به پدران و نياكان است. همه آنچه ما گفتيم، بر مبناى خوشگمانى بود؛ پس آنچه ما انجام مىدهيم برخلاف گمان شما، زيادهروى نيست؛ بلكه همه برمبناى اصل خوشگمانى است.
پرسشكننده در ادامه مىگويد: چه خرسند مىشوم اگر در رابطه با اين نوع توسل سخن صريحى بيابم.
پاسخ: هرچند بيان يك روايت براى پاسخ به وى كافى بود، اما براى جواز توسل، به ادله عقلى و نقلى فراوانى اشاره كرديم. در گذشته بيان شد اگر حيات، آگاهى و ادراك را براى ارواح بپذيريم و نيز به وجود جايگاه و منزلت براى صالحان اعتقاد داشته باشيم، نمىتوانيم توسل و استغاثه