34در كشور، بر پايه نظام اسلامى و وحى استوار است، بايد بدانيم كه در نظام اسلامى و وحيانى هيچ وقت مسائل فرهنگى، سياسى، اقتصادى و عبادى از هم جدا نيست.
گاهى سؤال مىشود كه سرمايه دارى در اسلام محدود است يا نامحدود؟ و اگر نامحدود است پس با نظامهاى سرمايه دارى غلط چه تفاوتى دارد؟ اسلام مىگويد: ميزان سرمايه دارى آزاد است اما چهارچوب خاصى دارد. سرمايهاى كه از راه ربا خوردن، ربا دادن، احتكار، سود جويى، در مضيقه قرار دادن مردم، گران فروشى، غش در معامله، تقلب، دروغ و حيله گرى نباشد و اداى ديون الهى صد در صد در آن مترتب باشد، در نتيجه يك نظام سرمايه دارى ايجاد مىشود كه هم شامل مسائل فرهنگى و ادبى است كه امت خود را تأديب مىكند و هم شامل مسائل سياسى و مديريتى است كه در برگيرنده و آموزش دهنده اقتصاد سالم مىباشد تا مردم را به سوى يك سرمايه گذارى درست هدايت كند. پس مىتوان ادب و فرهنگ و نزاكت اجتماعى و حتى مسائل سياسى و جنگ را هم در پرتو آن اداره كرد و مردم به گونهاى تربيت مىشوند كه حتى در ميدان جنگ هم ادب را فراموش نمىكنند. حضرت على(ع) در وسط ميدان در حال جنگ بودند. يك دفعه سروصدايى بلند شد و يك نفر آمد و گفت: من خدا را چگونه بشناسم؟ حضرت دست از جنگ كشيد. حاضرين گفتند چرا جنگ را رها كرديد؟ حضرت فرمود: ما به خاطر نظام فرهنگى جنگ مىكنيم و مىخواهيم همه خدا را بشناسند. در نتيجه اسلام مىگويد: اگر جايى را فتح كرديد حق نداريد درختى را قطع كنيد، زن و بچهاى را اسير كنيد، جايى را