185يمين الله نيست. پشت مقام نبايد رفت كه آن جا ديگر خبرى نيست; ديگر نه ابراهيم و هاجر اسماعيل(عليهم السلام) و نه پايگاه رفرف و براق و نه مولد امام على و نه چيز ديگر است. آدمى تنها مىماند و پايش بر هيچ جا بند نيست و ارباب متفرق دنيا او رامىبرند: (أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّٰهُ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ) . بايد طائف از قالب بيرون رود و به قلب بزند; با سر برود تا به سرّ برسد و اسرار شود و سرّ السرّ را بعينه بيابد. در طواف گويند: خود بگرد و خود بچرخ و خود برو و در ميان بايست و از ابراهيم خليل(عليه السلام) پيروى كن. تو، كه از ملت ابراهيم هستى، لبّيك گوى و همراهش برو كه گفتهاند بى پير مرو تو در خرابات، بى پير به ظلمات مزن همراه پير برو.
چشم در صنع الهى باز كن لب را ببند
بهتر از خواندن بود ديدن خط استاد را