154
السلام.» 1 همچنين فرمود:
«من سلّم علىّ فى شىء من الارض ابلِّغهُ.» و
«من سلّم علىّ القبر سمعتُه» 2 مگر مىشود كسى شيفته پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) باشد، امّا پيامبر به او بىتوجهى كند و مگر مىشود كسى خدا را ياد كند و خداوند متعال او را ياد نكند. خداوند متعال مىفرمايد: (فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ) 3 اين تقابل ياد هم در ذات اقدس بارى وهم در ذوات مقدّسه معصومين(عليهم السلام) موجود است و سر انجام وقتى مزور در خاطر زائر حاضر باشد، زائر نيز در خاطر مزور حاضر است.
دل اگر طالب فيض باشد، سالك راه پاكان خواهد شد و خود را به نيكان متصل خواهد ساخت و پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امامان(عليهم السلام) ، نيكان و بندگان مقرّب درگاه الهىاند و براى تقرّب بايد با مقرّبان انس يافت وخود را در زمره آنان درآورد تا نمىاز يَمِ رحمت الهى به زائر برسد و اين رهنمود خداوند است در سوره نساء كه مىفرمايد: (وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً) . 4
آيا وقتى پيراهن حضرت يوسف(عليه السلام) چشم نابيناى يعقوب فراق كشيده و هجران ديده را بينا مىكند، 5 مرقد والاترين