115البته قابل توجه است كه، اين بحث در كلمات علماء به ملاحظۀ اطاقكى است كه در برههاى از زمانهاى گذشته مقام ابراهيم(ع) داخل آن بوده است،كه آيا منظور از مقام خود سنگ است يا بناء ساخته شده بدور آن؟ اما به هرحال، با وضعيت امروز هم مىتوان اين بحث را مطرح كرد، چون همانطور كه مىدانيم مقام ابراهيم(ع) سنگى است به مقدار يك ذراع در يك ذراع و در محفظهاى اسطوانهاى شكل واقع شده است؛ حال بحث بر اين است كه محدوده طواف آيا مقام حقيقى مىباشد و يا مقام عرفى كه كل اسطوانه را در بردارد.
ثمره بحث در اين است كه افرادى كه قائل به محدوده طواف بين بيت و مقام شده اند و مقام را نيز حقيقى مىدانند مىتوانند به فاصلهاى حركت كنند كه بين خانه و مقام حقيقى است، گرچه بين خانه و مقام عرفى نيست؛ يعنى در نزد قائلين به مقام حقيقى، طواف به اندازۀ چند سانتيمتر وسيعتر است، نسبت به قائلين به مقام عرفى.
3-1. اقوال در مساله
از لحاظ فقهى در اين مسأله نيز دو نظر وجود دارد :
اول. ملاك مقام حقيقى است.
فقهاء عموماً ملاك را «مقام حقيقى» دانستهاند؛ مثلاً:
صاحب مدارك پس از ذكر تفصيلى معناى مقام حقيقى و عرفى، مقام حقيقى را پسنديده است. ايشان مىفرمايد: «و اعلم آن المقام حقيقه: هو العمود من الصخر الذى كان ابراهيم(ع) عليه السلام يعصد عليه عند بنائه البيت و عليه اليوم بناء، و يطلق على جميعه مع ما فى داخله المقام عرفا. و هل المعتبر وقوع الطواف بين البيت و حائط البناء الذى على المقام الاصلى، ام بينه و بين العمود المخصوص؟ احتمالان، اظهرهما الثانى.» 1