88
«فَحِينَ لَبَّيْتَ، نَوَيْتَ أَنَّكَ نَطَقْتَ لِلَّهِ سُبْحَانَهُ بِكُلِّ طَاعَةٍ، وَ صُمْتَ عَنْ كُلِّ مَعْصِيَةٍ؟ قَالَ: لاَ»؛
«پرسيد: وقتى لبيك گفتى آيا نيت كردى كه در طاعت محض او سخن بگويى و از هر معصيت او لب فرو بندى؟ گفت: نه.»
زائر بايد با لبيك خويش در برابر خدا از مخالفت او اجتناب ورزد، او بايد روزۀ معصيت گيرد و شعله معصيت را در درون خود خاموش كند، ريشههاى آن را بخشكاند و پاسخ به هواى نفسانى ندهد.
اگر لبيك اجابت دعوت خداست، عدم اجابت دواعى نفسانى و هواهاى شيطانى هم هست.
لبيك گو بايد از شريك خدا دورى كند، هواى نفس شريك اوست. آنگاه كه با چشم دل به بيت اللّٰه نگاه مىكند، به صاحب خانه هم التفاتى كند و در حضور او عزم خود را جزم كند تا نزديك گناه نشود. ميقات احرام، محل حضور ملائكۀ آسمانى است. فرشتگان خدا به احرام بستگان مىنگرند، بر آنها غبطه مىخورند، مباهاتى كه خداى سبحان نسبت به زائران خويش داشته، هميشه پيش چشم ملائكه است، روا نيست كه زائر با معصيت كردن خويش مباهات خدا را تضييع كند.
زائر با لبيك گفتن مصمم مىشود كه گناه نكند و شهادت مىدهد كه از معصيت دورى ورزد، سزا نيست كه اين تصميم و شهادت كذب و دروغ باشد. گناه و معصيت طيف گستردهاى دارد؛ گناهان زبان، گناهان دست، گناهان پا، گناهان چشم، و بسيارى معاصى ديگر. كسى كه لبيك خدا مىگويد بايد تمامى معاصى، جرمها و اشتباهات را مدّ نظر قرار دهد و قصد دورى از آنها كند. او بايد تصميمى سرنوشت ساز بگيرد، از گذشتۀ زشت خود پشيمان شود و لبيك خود را نقطۀ عطف حيات خويش قرار دهد تا آيندهاى روشن و نورانى در پيش داشته باشد.
بارى، لبيك آغاز مجاهدت است، شروع پارهاى تحريمهاست، او بايد تجربه كند تا خود را از بعضى امور محروم كند، اين محروميتها نويد بخش حقيقتهايى است كه در آيندۀ عمر، پيش روى زائر قرار مىگيرد، لبيك زير ساخت مناسك حج است، اساس ورود به حرم الهى است، لبيك روزنهاى به رحمت الهى باز مىكند، لبيك فريادى عليه طغيان نفس است، زائر با لبيك خويش طاغوت درون را درهم مىشكند، دامان نفس را از وسوسهها و شيطنتها