70
دو) شهود و فنا
سرّ ديگر احرام آن است كه مشاهدۀ محسوسات و ماديات را بر خود حرام كند و در گامى بالاتر، شهود ماسوا را بر خود حرام سازد. به عبارتى ديگر، از احرام به فنا دست يابد و از احرام متوجه عالم روحانيّت، عالم وصل و عالم اسماء الهى شود كه اين كعبه حقيقى و اين حج انفسى است.
اگر دل، چونان آينه از كدورات، آلودگىها، پليدىها و ناپاكىها فاصله گيرد و پاك و صيقلى شود، صفا به كمال مىرسد و اشراق آفتاب جمال به قلب مىنشيند. بدين سعادت تنها دلهاى صاف و مستعد دست مىيابند و اين جام جهان نماى تجلّى را فقط رياضت و تخلى در پى مىآورد و از اين روست كه در فتوحات بحث تجلّى بعد از تخلّى مطرح مىشود. 1آينه سكندر جام جم است بنگر تا بر تو عرضه دارد احوال ملك دارا
اگر آينه دل از صفات بشريت و زنگار طبيعت صاف شود، صفات روحانى بر دل تجلى مىكند و انوار غيبى بر جان آدمى غالب مىآيد. در اين صورت قلب به تمّوج در مىآيد و فوج موجى به ساختن دل تاختن آورد و جلوه تجلّى دل را صفا مىبخشد. به گفته شيخ عبداللّٰه انصارى: «تجلى حق ناگاه آيد، اما بر دل آگاه آيد 2».
البته تجلى هر كس متناسب با مقام اوست. اگر براى نااهل، ستر و حجاب فرو افتد و كشف حاصل شود و سلطان حقيقت به ديدگان آيد، وى نابود شود.
تا نگردى آشنا زين پرده رمزى نشنوى
گوش نامحرم نباشد جاى پيغام سروش
سرّ احرام آن است كه انسان به غير خدا ننگرد و جز او نبيند و حريم دل را در اختيار غير او قرار ندهد. دو چشمش، چشم واحدى گردد و همه به او دوخته شود، واحد ببيند و جز خدا نبيند، شهود ماسوا نكند و به ماسوا اجازه ندهد مانع ياد خدا گردند اين است معناى فرازى از حديث مصباح الشريعه كه امام صادق عليه السلام فرمود: