62حديثى است كه از امام صادق عليه السلام نقل شده است: «إِنَّهُ يَمِينُ اللّٰهِ فِي أَرْضِهِ يُصٰافِحُ بِهَا خَلْقَهُ». 1 دست دادن با خدا دوگونه است؛ گاهى انسان به خدا دست مىدهد و گاهى خدا با بندهاى مصافحه مىكند. قصۀ كعبه چنان رفعت و منزلتى دارد كه وسيلهاى است براى دست دادن خدا با بندگان.
پيداست كه از اين مصافحه و دست خدا، قرب و انس مراد است. ارتباط بنده با خدا ممكن است با حجابهاى متعددى همراه باشد، اما در شرايطى از حجابها كاسته و قرب انسان با خدا بيشتر مىشود. كعبه انسان را به خدا نزديك مىكند و كعبه محل قرب و انس به آسمان و خداست.
هوس را سوى قربانگاه بردند
در حديث مىخوانيم كه مستحب است انسان به ديدار حاجى برود و با او مصافحه كند، زيرا مصافحه با او مصافحه با حجرالاسود و كعبه است. 2 سرّ اين عمل مستحبى آن است كه حاجى با كعبه - كه دست خداست - مصافحه كرده و مصافحه با او مصافحه با خداست. داستان مصافحه با كعبه و خداى كعبه، اشاره به انس و دلدادگى با او دارد. خدا به بندهاش نزديك است و بندهاش را به جوار خود فرا مىخواند:
«وَ إِذٰا سَأَلَكَ عِبٰادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّٰاعِ إِذٰا دَعٰانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي» 3؛
«چون بندگان من دربارۀ من از تو پرسند من نزديكم و به نداى كسى كه مرا بخواند پاسخ مىدهم پس به نداى من پاسخ دهند.»
انس و قرب با او براى انسان آسايش و سرور مىآورد، بىقرارى، نشاط، اميد و معرفت در پى انس و قرب با حق پديد مىآيد. انس، آرامشى از انسان مىستاند و آرامش واقعى بهجاى