61
«خداوند در روز قيامت هفتاد هزار ملك مبعوث مىكند كه همراه آنها زنجيرهايى از طلاست. آنها با اين زنجيرها كعبه را به عرصات قيامت مىآورند، در اين لحظه ملكى به كعبه مىگويد: اى كعبۀ خدا به بهشت وارد شو. كعبه پاسخ مىدهد تا حاجت من داده نشود نمىروم. مىگويند: حاجت تو چيست؟ مىگويد:
شفاعت من دربارۀ كسانى كه اطراف من مدفونند قبول شود. خدا مىگويد:
حاجتت روا شد. در اين هنگام مردگان از قبرهايشان مبعوث شده، در حالى كه صورتهايشان سفيد و با احرام دور كعبه مىچرخند و نداى لبيك سرمىدهند.
ملك مىگويد: اى كعبة اللّٰه، به بهشت وارد شو. كعبه پاسخ مىدهد: تا حاجت من داده نشود نمىروم. مىگويند: حاجت تو چيست؟ مىگويد: پروردگارا! بندگان گنهكار تو از راههاى دور با صورتهاى غبارآلود بهسوى من مىآيند و همراه خود اهل و اولاد و خانههاى خود را مىآورند، به دوستان و نزديكان خود وعدۀ دعا و زيارت مىدهند، پروردگارا، شفاعت من را براى آنها قبول كن تا تحت حمايت من قرار گيرند. ملك مىگويد: درميان آنها كسانى اهل گناهان كبيرهاند و بر گناه اصرار مىورزند. كعبه مىگويد: من همانها را شفاعت كردم. خدا مىگويد: شفاعت تو را پذيرفتم و حاجت تو روا شد. ملك مىگويد: اى اهل كعبه برخيزيد. تمام حاجيان برمىخيزند در حالى كه صورتهايشان سفيد و گرداگرد كعبه طواف مىكنند و ندا مىدهند. لبيك. ملك مىگويد اى كعبۀ خدا به بهشت وارد شو. در اين حال كعبه به سمت بهشت مىرود و اين را ندا مىدهد:
«لَبَّيْكَ اللهُمَّ لَبَّيْك» و اهل او بهدنبالش بهسوى بهشت مىروند.»
از اين حديث بهدست مىآيد كه از يك سو كعبه داراى مقام شفاعت است و از سوى ديگر هركسى زائر كعبه باشد، روز قيامت در امان است، همچنين جايگاه بلند كعبه هم نزد خدا آشكار مىشود.
مصافحه با خدا
كعبه دست خدا روى زمينِ خداست و خدا با آن با بندگانش مصافحه مىكند، چنانكه بندگان او هم با كعبه دست به دست خدا مىدهند و با او مصافحه مىكنند. اين، مضمون