124است. آدمى با چشم سر، كعبۀ زمينى را مىبيند و با چشم دل بيتى در عالم ملكوت. تن با آب و گل خانه خدا رو به روست و دل، با خدا. چشم سر عالم شهادت مىبيند و چشم دل عالم غيب؛ از اينجاست كه خداوند بيت معمور را در آسمانها محاذى كعبه در زمين آفريد تا كسى كه به زيارت كعبه نايل آيد، با دل و جان خود زائر خانۀ خدا و خدا در آسمان حقيقت باشد.
خانه كعبه خانۀ دلهاست
قلب ويژگيهايى دارد. اول آنكه قلب عصمت دارد. قلب معصوم و مصون از خطاست، اما جز اهل مراقبت كسى از آن آگاه نيست. 1 چون آنچه كه در قلب رسوخ مىكند، عين تجلى حق بوده، ثابت، پايدار و خطاناپذير است. حديثى كه ابن عربى بدان استناد مىجويد اين است كه:
«دَعْ مَا يُرِيبُكَ إِلَى مَا لاَ يُرِيبُكَ اسْتَفْتِ قَلْبَكَ وَ إِنْ أَفْتَاكَ الْمَفْتُون».
دوم آنكه قلب وجوهى دارد. ابن عربى در رسالهاى به نام «فِي وَجْهِ الْقَلْبِ» بعد از اشاره به قول كسانى كه براى قلب هشت وجه قائلاند، خود قلب را شش وجهى دانسته به تفصيل در مورد آنها سخن مىگويد. 2سوم آنكه قلب داراى طهارت است. طهارت قلب آن است كه به خدا عالم باشد و همواره حضور حق را درك كند و از او غافل نشده، از شهوات حرام و حلال بپرهيزد. 3 چهارم اينكه قلب از طريق اذكار و اوراد باصفا مىشود.
پنجم اينكه قلب سجده دارد. سجدۀ قلب خضوع و خشوع او در برابر مقام كبريايى خداست. سجدۀ قلب در برابر اسماء الهى است و نه براى ذات او؛ زيرا اسماء و صفات الهى است كه همواره قلب را در دنيا منقلب كردهاند و براى قلب حالتى بهتر از سجده نيست. ابن عربى در اين مقام داستانى از سهل ابن عبداللّٰه تسترى نقل مىكند با اين مضمون كه:
«سهل در آغاز دخول به طريق، ناگهان ديد قلبش سجده كرده است. منتظر ماند ديد سر از سجده برنمىدارد. دچار حيرت شد و به سئوال از شيوخ طريقت