92پس عبادت آن است كه سجود و ركوع و طواف و قيام و قعود به همراه نهايت خضوع و ذلت در برابر دهنده آن نعمتها باشد». 14- صدرالمتألهين عبادت را اينگونه توضيح داده است: «عبادت خضوع و ذلّتى است كه دلالت بر بالاترين تعظيم نمايد و تنها كسى مستحق آن است كه نعمتهاى اصلى چون آفريدن، حيات، قدرت، ادراك، شهوت بهدست او بوده و آنها را تفضّل كند، و كسى جز خداوند قدرت بر اينها ندارد. به همين جهت عبادت اختصاص به خداى متعال داشته و بر غير او جايز نيست. امّا اطاعت كردن عبادت نيست و لذا براى فرزند يا همسر يا رعيت خوب است كه از پدر يا همسر يا سلطان اطاعت نمايد. بنابراين آنان كه عبادت را به اطاعت تفسير كردهاند دچار اشتباه شدهاند چون اطاعت يعنى انجام فرمان، ولى عبادت يعنى نهايت ذلّت، و لذا كسى كه سخن مولاى خود را انجام مىدهد او را اطاعت كرده است ولى عبادت ننموده است، و برعكس كفّار بتهاى خود را پرستش مىكنند ولى اطاعت آنها را ننمودهاند زيرا بت دستور و امر و نهى ندارد تا كسى او را اطاعت كند». 2 صدر المتألهين در اين كلام خود از شيخ طوسى متأثر است و گويا ناظر به كلام اوست. 35- سيدعليخان فرموده: «حقيقت عبوديت آن است كه عبد خالص شده و هيچ انانيتى نداشته و توجه به غير خدا نداشته باشد، زيرا حقيقت عبوديت در تضاد با انانيت است و انانيت از ابليس است». 4 اين تعريف، تعريف اخلاقى است و واژهها را بايد طبق فهم عرب معنا نمود، نه طبق اصطلاحات علوم خاص.
6- مرحوم بلاغى مىگويد: «معامله و برخورد انسان با آنكه او را به عنوان اله پذيرفته است بهطورى كه آن خدا را مستحق خدا بودن بداند