91اين جهت مرحوم سيد مصطفى خمينى فرموده: «امروزه كلمه عبادت را مترادف با پرستش مىگيرند در حالى كه اين نه از نظر لغت صحيح است و نه از نظر موارد استعمال، زيرا در برخى روايات آمده است
«التفكر عبادة » در حالى كه فكر كردن اطاعت و خضوع و خشوع نيست، بنابراين بهتر است گفته شود عبادت به معنى ذلّت و خشوع قواى باطنى و روحى و نيز قواى ظاهرى است و هر عمل ظاهرى يا باطنى كه بيشتر اين خضوع و خشوع را نشان دهد عبادى بودن آن عمل بيشتر است». 1
معنى اصطلاحى «عبادت»
تعريفهاى بسيار زيادى براى عبادت ذكر شده كه برخى از آنها را نقل مىكنيم:
1- طريحى فرموده است: «عبادت در اصطلاح عبارت است از مواظبت برانجام آنچه خداوند به آن دستور داده است»، 2 طبق اين تعريف ارتباطى بين معنى لغوى و اصطلاحى عبادت وجود ندارد. زيرا در معنى لغوى بيشترين تأكيد بر خضوع و ذلت بود كه در اين معنى لحاظ نشده است. و نيز اعتقاد به منعم بودن معبود و نيز استحقاق عبادت داشتن او در اين تعريف نيامده است.
2- ابوالفتوح رازى گويد: «اصل تعبد به معنى تذلّل است، و عبادت يعنى تربيت كردن نفس بر تحمل سختىها در راه اطاعت». 33- مرحوم شيخمحمدحسين الكاشف العظاء فرموده: «عبادت مشتق از عبوديت بوده و يكى از آثار عبد بودن است، حكم به بعد بودن بر هر عبدى آن است كه براى حفظ تداوم نعمت از طرف مولاى خود هميشه مولى را صاحب نعمت دانسته و خود در برابر او در نهايت خضوع و ذلت باشد. و هيچ نعمتى بالاتر از نعمت وجود و حيات نيست