77المقطوعة» از ابوالحسين يحيى بن على نابلسى مصرى.
مقصود از «احاديث مقطوعه» احاديثى است كه مسلم بهصورت مرسل آنها را نقل مىكند مثل: «حدّثنا صاحب لنا»، «حدّثتُ عن يحيى بن حسان»، «حدثنى غير واحد من اصحابنا»، «حدثنى بعض اصحابنا»، «حدثنى عدّة من اصحابنا».
2- «روايات المدلّسين فى صحيح مسلم، جمعها، تخريجها، الكلام عليها»، از عوّاد حسين الخلف. مقصود از تدليس در اين كتاب آن است كه «راوى از كسى چيزى را نقل كند كه موهم آن باشد كه از وى مستقيماً شنيده است در حالى كه از او نشنيده است». 1 و صاحب اين كتاب معتقد است كه 52 راوى در «صحيح مسلم» وجود دارد كه مجموعاً آنان 4514 حديث در اين كتاب دارند، يعنى تقريباً نيمى از «صحيح مسلم» توسط افراد مدلّس نقل شده است. وى تلاش كرده است كه روايات اين افراد را تصحيح كند اما سرانجام مىگويد 34 راوى وجود دارد كه روايات آنان پذيرفته نمىشود و آنان 1531 حديث در «صحيح مسلم» دارند. 23- «التنبيه على الاوهام الواقعة فى صحيح مسلم» تأليف ابوعلى غسّانى جيانى (427-498 ق.) كه با تحقيق دكتر محمد ابوالفضل و توسط وزارت اوقاف و شئوون اسلامى مغرب چاپ شده است. در اين كتاب به اشتباهات مسلم در نقل اسناد احاديث پرداخته و نمونههاى بسيار زيادى نقل كرده كه مثلاً مسلم بن حجاج، حميدى را ملاقات نكرده است و در عين حال از او حديث نقل كرده است بهطورى كه ظاهرش آن است كه او را ملاقات كرده و مشافهة از او شنيده است. 3 و يا در ذكر اسامى راويان اشتباه كرده مثلاً حديثى را از صالح بن كيسان نقل كرده در حالى كه او صالح بن ابى حسان است. 4 و با وجود اين حجم زياد از خطاى در نقل حديث چگونه اعتمادى به صحيح مسلم باقى مىماند؟!