62رابعاً مسأله تأويل آيات شريفه قرآن و موارد جواز و موارد منع آن در بخش سوم اين رساله بهصورت مفصل بيان شده است.
خامساً استدلال به قرآن صحيح بوده و هيچ مسلمانى مخالفتى با آن ندارد امّا بايد بين آيات محكمات و آيات متشابه فرق گذارد و تمسك كردن به ظواهر متشابهات جايز نيست، بله بايد به محكمات و متشابهات ايمان داشت كه همۀ آنها از طرف خداوند متعال است ولى ظواهر آنها را نمىتوان بهصورت يكسان مورد عقيده قرار داد.
سادساً اينكه وهابيان معتقدند «چون در زمان صحابه و تابعين و تا پايان قرن سوم هجرى مسلمانان با غير عرب اختلاط نداشتند و لذا فهم صحيح و سليم از قرآن و سنت داشتهاند. 1 بسيار دور از واقعيت است زيرا بهترين شاهد بر آنكه آنان چنين فهم صحيح و سليم از كتاب و سنت نداشتهاند اختلافات بسيار زياد و گسترده بين آنان مىباشد، و غالب مذاهب كلامى و فقهى در قرن دوم و سوم پديد آمدند با اعتقادات و نظرياتى كاملاً متناقض. علاوه بر آنكه با گفته خود اين نويسنده سازگارى ندارد كه مىگويد: افراد متدين به اديان ديگر از خارج جزيرة العرب در قرن اوّل اسلام به شهرهاى مكه و مدينه رفت و آمد داشتهاند. 2 و جاى ديگر مىگويد: «در صدر اوّل هزاران و بلكه ميليونها نفر از شهرهاى ديگر وارد اسلام شدند». 3 مضافاً بر آنكه اختلاط عرب با عجم در همان سالهاى اوّل اسلام و زمان فتوحات اسلامى رخ داد و علت اصلى آنكه در كتابهاى ادبيات به قرآن كريم و اشعار عربى استدلال مىكنند ولى غالباً از نقل حديث و استدلال به آن پرهيز دارند نيز همين است كه معتقدند چون احاديث در قرن دوم و سوم تدوين شده است و در آن زمان عرب با غيرعرب اختلاط داشته و سليس بودن زبان عربى از بين رفت و آنچه بهدست ما رسيده است از روايات گرچه مضمون آنها كلمات معصومين