61در احكام فقهى بايد گفت اصلاً عقل به آنها نمىرسد كه گفته شود عقل مقدم است يا شرع. و در ساير معارف دينى و غير دينى آنچه كه از بديهيات عقلى و از مسلّمات عقل فطرى - غير مشوب به اوهام و جدليات علم كلام - باشد روشن است كه عقل بر شرع مقدم است و در واقع تعارضى بين عقل و شرع وجود ندارد. مثلاً وقتى عقل مىگويد:
خداوند جسم نيست شرع چيزى برخلاف آن حكم نمىكند، و اگر فرضاً آيه يا روايتى بود كه ظاهرش دلالت بر جسميت خداى متعال داشت، آن دليل شرعى از متشابهات بوده و بايد آن را طبق محكمات تفسير نمود.
به هرحال يقينآور است و ظواهر آيات و روايات دليل ظنى - به ظن نوعى - هستند و يقين با ظن تعارضى نداشته بلكه با وجود يقين عقلى، هرگز ظن شخصى برخلاف آن حاصل نمىشود. بله مسائلى كه از نظريات عقلى است مثل بسيارى از مباحث جدلى علم كلام يا فلسفه در اينگونه مسائل چنانچه بين عقل و شرع تعارضى وجود داشته باشد اختلاف معروفى بين اصوليين و اخباريين وجود دارد كه كداميك مقدم است 1 همچنانكه اختلاف در تفسير كلام اخباريين است كه آيا از مقدمات عقلى يقين حاصل مىشود يا خير 2 و يا آنكه يقين حاصل مىشود ولى حجت نيست. 34