55بهنظر آنان روش متكلمان و معتزله و ماتريديه و اشاعره روش خلفى است. 1 و ابنتيميه در مقام مقايسه بين روش سلفى و خلفى گفته است: «طريقة السلف اسلم و طريقة الخلف اعلم و احكم» 2 يعنى روش سلفى قابل اعتمادتر ولى روش خلفى عالمانهتر و استوارتر است.
در تعريفى ديگر از «سلفى» روش صحابه اعم از مهاجر و انصار و تابعين را بيان كردهاند، مثلاً «مقصود از سلفى پيروى از روش سلف صالح از اين امت مسلمان است آنان كه اهل سنت و جماعت هستند، يعنى اجماع و اجتماع بر پيروى از سنت رسول خدا صلى الله عليه و آله و نيز پيروى از روش مهاجر و انصار و كسانى كه به نيكى از آنان پيروى كردند بهدليل وصيت پيامبر كه فرمود: بر شما باد به سنت من و سنت خلفاى راشدين پس از من». 3 ولى همين نويسنده در جاى ديگر مىگويد: «مقصود از اجماع المسلمين و اجماعى كه مورد قبول است و اجتماع بر ضلالت در آن وجود ندارد آن چيزى است كه سلف صالح بر آن بودند يعنى سه قرن اول ولى پس از آن چون اختلاف زياد شد و امت پراكنده شدند اجماعشان حجت نيست». 4 و عجيبتر آنكه همين نويسنده مىگويد: «در زمان ابنمسعود (قرن اول) اكثر مردم از جماعت جدا شدند»، 5 آيا اين اكثر مردم چه كسانى بودند؟ و چگونه ديگر اجماع محقق مىشود، وقتى حتى عدهاى از صحابه و تابعين مثل قدامه مىگويند كسى كه عمل صالح انجام دهد شرب خمر بر او مباح است 6 و با آنكه اختلافات مسلمانان از لحظه وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله شروع شد 7 آيا باز پيروى از تمام صحابه و تابعين تا پايان قرن سوم ممكن است و آيا توافق آنان برچيزى وجود دارد،