333بحثهاى فلسفى بالاتر نرفته و باطن آنان از ماوراء عقل و علم نظرى خبر ندارد.
طبقه سوم: حنبليان و مجسمه از اهلحديثاند كه دلشان به اين عالم وابسته بوده و از ماوراء اين ظلمتكده بىخبرند، اينان گمان مىكنند كه خداى آنان جسم يا جسمانى است. خداوند از سخنان آنان منزه است.
در عين حال آنچه كه مناسب با حال عوام مردم و آنانكه در علم فرو نرفتهاند همان طريقه سوم است. آنگونه كه غزالى گفته است: يا واقعاً اهل تشبيه باش يا اهل تنزيه صرف كما اينكه مىگويند يا يهودى واقعى باش وگرنه با تورات بازى نكن - يا رومى روم يا زنگى زنگ - و چون اكثر مردم نمىتوانند اهل تنزيه باشند پس بايد سراغ تشبيه روند.
امّا راه صحيح آن است كه روش دوم و سوم يكى غلوّ است و ديگرى تقصير، آنكه اين آيات و روايات را تأويل مىكند و آنكه تشبيه مىكند هر دو از راه اعتدال كه روش راسخان در علم است منحرف شدهاند. هركدام تنها با يك چشم به مظاهر نگاه مىكنند.
مجسمه با چشم چپ و تأويل كنندگان با چشم راست. امّا آنانكه راسخ در علم هستند با هر دو چشم و سالم نگاه مىكنند». 1پس بهترين روش آن است كه اين اخبار و آيات شريفه را بر همان ظاهر خود نگه داشته نه به تعطيل يا توقف روى آوريم و نه به حمل آيات برخلاف معناى موضوع له آنها. اگر اين آيات و روايات معنايى غير از ظاهر خود داشته باشند پس اينها نه تنها موجب هدايت مردم نبوده بلكه سبب تحيّر مردم و گمراهى آنان نيز شدهاند. 2 بله بايد