326الف. عقيدۀ اهلسنت و جماعت آن است كه خداوند، به ذات خود، روز قيامت براى قضاوت مىآيد. 1ب. به عقيدۀ اهلسنّت، خداوند، صورت حقيقى دارد؛ امّا شبيه صورت خلق نيست. 2ج. به عقيدۀ اهلسنت، خداوند دو دست حقيقى دارد 3 و مهمترين دليل ما بر آن، اين است كه واژۀ «يد» در قرآن، به صورت تثنيه آمده است، در حالىكه اگر «يد» به معناى قدرت باشد، نمىتواند به صورت تثنيه بيايد.
د. به عقيدۀ اهلسنت، خداوند، دو چشم حقيقى دارد و اين دو چشم، از صفات ذاتى اوست. 4
ه. به عقيدۀ اهلسنت، خداوند، جداى از خلق است و بر عرش قرار دارد. 5
و. به عقيدۀ اهلسنت، با كلمۀ «أين (كجا) ؟» مىتوان از مكان خدا سؤال نمود. 6ز. به عقيدۀ اهلسنت، خداوند، «پا» و «قدم» دارد. 7آنچه ذكر شد، تنها نمونهاى از اوهامى است كه اين عالم وهابى به عنوان عقيده معرفى كرده و چنانكه عادت هميشگى آنان است، عقايد شخصى و منحصر به فرد خود را به اهلسنت نسبت داده و هركس را كه به غير آن معتقد باشد، كافر مىداند، در حالى كه روشن است تمام آنچه ذكر شد، اثبات صفات جسمانى براى خداوند است كه خداوند از آنها منزّه است و اهلسنت راستين نيز از اينگونه اعتقادات، منزّهاند.
عقايد ياد شده، اختصاص به شيخ محمد بن على بن سليمان ندارد؛ بلكه در كتابهايى چون تصحيح المفاهيم العقدية فى الصفات الإلهية عيسى بن عبداللّٰه مانع حميرى و نيز اعتقاد أئمة السلف أهل الحديث محمد بن عبدالرحمان خميّس اين عقايد به عنوان مسلّمات مذهب سلفيه معرفى شده و حكم به كفر هركس كه خدا را مجسّم نداند، شده است.
مذهب تشبيه، اين است كه در عين پذيرفتن «ليس كمثله شىء»، خداوند را به غير او