321«تجسيم» در اعتقادات خود، پرهيز مىكنند؛ امّا آن را در قالب «توحيد اسما و صفات» معرّفى مىكنند و مقصودشان از اثبات اسما و صفات براى خداوند، اثبات صفات اجسام و صفات مادّى براى اوست. 1 گويا به نظر آنان، صفت، منحصر است به صفات مادّى.
اعتقاد به تشبيه، چيزى است كه در اسلام وجود نداشته؛ بلكه از اعتقادات عرب جاهلى است و گويا آنان نيز از يهود اين عقيده را گرفته باشند. روشن است كه شرك و بتپرستى كه در زمان جاهليت رواج داشته، همان عقيده به تجسيم و تشبيه است.
يهوديانى كه مىگفتند:
اِجْعَلْ لَنٰا إِلٰهاً كَمٰا لَهُمْ آلِهَةٌ! 2
«آنگونه كه آنان خدايان متعدد دارند، بر ما نيز خدايى قرار ده!»
به روشنى اعتقاد به تجسيم خداوند را بيان مىكنند.
شهرستانى مىگويد: عقيده به تشبيه، در طبيعت يهود وجود دارد، به طورى كه مىگويند روزى خداوند، چشمانش درد گرفت و ملائكه به عيادت او رفتند! 3و نيز آورده است: اعتقاد به تشبيه، منحصراً در يهود بود، ولى نه در همۀ آنان؛ بلكه در بخشى از آنان؛ زيرا الفاظ فراوانى را در تورات يافتند كه دلالت بر تشبيه مىنمود. 4بنابراين، ريشۀ اين اعتقاد به يهود و عرب جاهلى كه متأثر از يهود بود، برمىگردد و اين انديشه، انديشهاى وارداتى به جهان اسلام است و روح دين اسلام از آن بيزار است و بعيد نيست آن را كعب الأخبار يهودى زاده، در روايات اسلامى جعل كرده باشد.
آياتى كه مستمسّك قائلان به تشبيه قرار گرفتهاند
آيات قرآن كريم به «محكم» و «متشابه» تقسيم مىشوند. متشابهات قرآن كريم، غالباً در موضوعات اعتقادى است. به همين جهت، ابنشهر آشوب در رسالۀ «محكم و