303مىشود بلكه به جهت آنكه قرآن و سنت و صحابه درباره جسم بودن يا جسم نبودن خداوند چيزى نگفتهاند. پس واجب است در اين مسأله سكوت كنيم. 1 همانگونه كه روشن است اينان براى عقل ارزشى قائل نيستند و تقليد از صحابه برايشان مهم است. و بهنظر آنان تقليد از صحابهاى كه به گمان آنان تنها عادل هستند و شخص عادل جايز است اشتباه كند كارى است پسنديده ولى تقليد از ائمه اهلبيت عليهم السلام كه معصوم هستند پسنديده نيست!!.
به هرحال وهابيان صريحاً مىگويند ما تأويل را قبول نداريم. 2 و گاهى صريحاً مىگويند: خداوند دست و گوش دارد و به معنى قدرت و علم به مسموعات نيست. 3 و گاهى مىگويند ما عقيده و ايمان داريم كه خداوند دو دست كريم و بزرگ دارد و دو چشم دارد و اجماع ما بر آن است كه چشم خداوند دو عدد است و ايمان داريم كه خداوند صورت دارد. 4و در عين حال در موارد بسيارى وهابيان تأويل را پذيرفتهاند، كه برخى از آنها را بيان مىكنيم:
الف: در آيات متعددى از قرآن كريم معيّت خداوند با خلق مطرح شده است مثل آيه وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مٰا كُنْتُمْ 5، لاٰ تَحْزَنْ إِنَّ اللّٰهَ مَعَنٰا 6 و ...
آقاى ابنباز گفته است: «خداوند دو معيت دارد: معيت عامه و معيت خاصه، معيت عامه همان احاطه تام و علم است كه خداوند بر عرش است و علم به مردم و احوال زمين