255
مقدمه
معمولاً وهابيان توحيد را بر سه قسم قرار مىدهند: 1- توحيد در الوهيت و مقصودشان توحيد در عبادت است. 2- توحيد در ربوبيت و مرادشان توحيد در خالقيت است. 3- توحيد در اسماء و صفات.
بهنظر مىرسد كه بهتر است گفته شود توحيد در ربوبيت مترادف با توحيد در خالقيت نيست زيرا ربّ به معناى تدبير و تربيت و پروراندن است، و خالق به معنى تدبير و تربيت نيست، و بايد بحث توحيد در ربوبيت را از توحيد در خالقيت جدا نمود. به هرحال در كتابها شيعه توحيد در ربوبيت و خالقيت را توحيد افعالى مىنامند. شيعيان در بحث توحيد افعالى وقتى مىگويند «لامؤثر فىالوجود الاّاللّٰه» هم با اشاعره كه قائل به جبر هستند و تنها فاعليت را براى خدا قائل هستند مخالفند و هم با معتزله - كه قائل به تفويض بوده و انسان را فاعل مستقل مىدانند و نقشى براى خدا در افعال انسان قأئل نيستند - مخالفند.
بهنظر شيعه اين جهان كه نظام علت و معلول است هر معلولى مستند به علت قبل از خود است و طبق نظام فلسفى ابنسينا اين سلسله اسباب و مسببات در نهايت به خداى متعال منتهى مىشوند و چون خداوند در رأس سلسله است پس صحيح است كه هر معلولى را به علت مباشر آن نسبت دهيم همچنانكه صحيح است هر معلولى را مستند به علت نخستين بنماييم. و طبق نظام فلسفى صدرالمتألهين لازم نيست كه تنها خداوند را در