250ما را به يك طرف قوى كند و قرآن نيز فرموده: «در حال اضطرار و بيچارگى جز خداى جهان كسى نمىتواند اجابت خواهش بيچارگان متحيّر بنمايد. در اينجا دينداران مىگويند بهوسيله استخاره و توجه به خداى مهربان مىتوان راهى بهدست آورد. و در روايات نيامده است كه هميشه استخاره انسان را بهواقع مىرساند. و اگر براى استخاره همين يك نتيجه بيشتر نباشد كه مردم دو دل را گاهى قوى الاراده مىكند و سردىها و سستىها را مبدل به گرمى و پشتكار مىكند براى خوبى آن بس بود». 1گفته شد كه استخاره نوعى تفأل است، ولى چون در روايتى آمده است كه «تفأل به قرآن نزنيد» 2 فيض كاشانى فرموده: «اين حديث با آنچه كه اكنون بين مردم شايع گرديده كه استخاره به قرآن مىكنند تنافى ندارد. زيرا تفأل با استخاره تفاوت دارد. چون تفأل مربوط به امورى است كه در آينده انجام مىشود و مىخواهند با تفأل و ضعيت آن را روشن كنند مثلاً اين مريض خوب مىشود يا مىميرد، و گمشده پيدا مىشود يا خير و در واقع نوعى بهدنبال علم غيب بودن است و لذا از آن نهى نيز شده است و اينكه كسى حكم جزمى بهوسيله آن نكند، ولى استخاره براى بهدست آوردن راهنمايى در فعلى است كه اكنون مىخواهد انجام دهد يا ترك كند و تعيين ترك و فعل را به خداوند واگذار نموده است. و علت آنكه تفأل به غير قرآن جايز است بهشرط آنكه بهصورت قطعى حكم نكند اين است كه اگر در آينده واقعيت برخلاف آن فال بود مشكلى پيش نمىآيد.
امّا اگر تفأل به قرآن باشد و در آينده كشف خلاف گردد اين موجب سوءظن به قرآن مىشود. امّا اين اشكال در استخاره با قرآن پيش نمىآيد زيرا در استخاره اصل مطلب هميشه مبهم است مثلاً ممكن است در آينده ضرر آن كار روشن شود ولى ضرر غير از خير و شرّ است و چه بسا چيزى خير باشد در عين آنكه داراى ضرر است و قرآن نيز فرموده عَسىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ. 34