249آورد. دقيقاً مثل چشم زخم 1 ولى مىدانيم بايد بين تفأل و تطير و خوب شدن يا بدشدن آن حادثه رابطهاى وجود داشته باشد هرچند براى ما قابل تحليل و تفسير نباشد، زيرا در شرع تأييد شدهاند.
علامه طباطبايى فرموده است: «حقيقت امر اين است كه انسان وقتى بخواهد به كارى دست بزند ناچار است كه آن را بررسى كند و فكر خود را بهكار اندازد يا مشورت كند و اگر با فكر و مشورت به نتيجهاى نرسيد چارهاى ندارد جز آنكه متوسل به خداى متعال شود و اين همان استخاره است و اين را علم غيب نمىگويند و اين را نبايد شرك ناميد. خلاصه آنكه هيچ مانع و محذور دينى در استخاره و مشورت نيست، چون استخاره يعنى تعيين يكى از دو طرف ترديد و واجبى را حرام نمىكنند و حرامى را حلال نمىكند پس تغيير حكم در آن نيست و انسان را از غيب با خبر نمىكند و تنها انسان را از حيرت و ترديد رهايى مىبخشد و مىگويد خير صاحب استخاره در چيست. ولى اين كه اثر فعل و ترك در آينده چه خواهد بود و چه حوادثى را به بار مىآورد از عهده استخاره بيرون است و آينده صاحب استخاره مثل آينده كسى كه استخاره نكرده است و كار خود را با فكر و مشورت انجام مىدهد يكى است. عين اين اشكال در استخاره با قرآن نيز وجود دارد كه بهدست آوردن علم غيب است ولى پاسخ اين اشكال آن است كه روايات متعدد داريم كه پيامبر تفأل به خير مىزد و مردم را نيز توصيه به آن مىنمود. پس معلوم شد كه استخاره يا تفأل به قرآن اشكال ندارد و آنچه كه بعضى گفتهاند استخاره همان ازلام است و حرام مىباشد وجهى ندارد». 2امام خمينى نيز در تحليل استخاره فرموده: «از براى استخاره دو معنى است اوّل طلب خير كردن از خداوند در تمام كارها و بيشتر روايات اين قسم استخاره را گفته است دوم آنكه انسان بهطور كلى در امرى متحيّر باشد كه با عقل و مشورت با جايى نرسد چون دو دلى و ترديد حالت بدى است اينجا از خداوند بخواهد كه ما را راهنمايى كرده و اراده