143است و بدون اطاعت خداوند، ولايت ولايت نخواهد بود. 1با توجه به آنچه گذشت معلوم شد كه وقتى خداوند امر به ولايت اهل بيت كرده و آنان را معرفى كرده است كه مسلمانان احكام خود را از آنان بگيرند اگر كسى آنان را رها كند و اعمال خود خود را طبق قياس و استحسان و ... بهدست آورده و عمل كند ممكن است عمل او صحيح باشد امّا ثوابى نخواهد داشت زيرا از راهى رفته است كه خداوند امر به آن نكرده است. البته بايد بين جاهل قاصر و مقصّر تفاوت گذارد و مقصود از رواياتى كه مىگويد خداوند او را به صورت در آتش مىاندازد يا هيچ ثوابى ندارد كسانى است كه حق را با آنكه شناختهاند ولى عناداً انكار مىكنند و يا آنكه جاهل مقصّرند، و شامل كسانى كه حق را نشناختهاند و به همان اعتقادات اهلسنت معتقد و پاىبندند و يقين به صحت مذهب خود دارند - گرچه اين يقين مطابق با واقع نباشد - نمىشود، زيرا اين يقين براى آنان حجت است و نزد خداوند معذورند. 2اكنون پس از اين مقدمه كوتاه به بررسى كلام آقاى دكتر قفارى مىپردازيم.
آقاى قفارى مىگويد:
«تنها اصل پذيرش اعمال توحيد است و شرك به خداوند متعال تنها سبب بطلان اعمال است بهدليل آيه شريفه إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مٰا دُونَ ذٰلِكَ لِمَنْ يَشٰاءُ 34
آيا چه ارتباطى بين دو ادعاى ايشان و اين آيه شريفه وجود دارد؟! ادعا آن است كه پذيرش اعمال مشروط به توحيد است و شرك سبب بطلان اعمال است و آيهاى كه ذكر شده است هيچ ربطى به اين ادعا ندارد. آيه مىفرمايد خداوند گناه شرك را نمىآمرزد ولى آيا كسى كه مشرك است ساير اعمال او باطل است يا خير اين آيه از اين جهت