142شرط قبولى و شرط عروج را ندارند. 1 در اينجا چند نكته بايد مورد دقت قرار گيرد:
اولاً اين روايات چهار چيزى كه مربوط به اعمال و فروع دين است مثل نماز، روزه، حج، زكات را با يك چيزى كه مربوط به عقيده است مقايسه كرده است و روشن است هرگاه فروع دين با اصول دين مقايسه شوند اصول دين بر آنها مقدم بوده و ترجيح دارد.
و لذا اگر بين نماز، زكات و توحيد مقايسه شود روشن است كه توحيد مقدم است چون مربوط به عقيده است. و يا اگر بين نماز و زكات و نبوت مقايسه شود باز همين حكم را خواهد داشت.
ثانياً از اين روايات استفاده مىشود كه ولايت بر نماز مقدم است امّا اگر بين توحيد، نبوت، ولايت مقايسه شود روشن است كه نبوت و توحيد مقدّم بر ولايت مىباشند زيرا ولايت فرع آنهاست و آنها اصل مىباشند.
ثالثاً مقصود از اسلام در اين روايات بالاترين درجه اسلام يعنى «اعتقاد به تمام ماجاء به النبى عليه السلام » است، 2 ولى مثلاً اصل شهادتين و مسلمان شدن مشروط به ولايت نيست.
رابعاً از بعضى از اين روايات استفاده مىشود كه اينگونه نيست كه ولايت شرط قبولى نماز و روزه و حج و زكات باشد و آنها مشروط باشند بلكه استفاده مىشود كه اسلام يك مركبى است كه با انتفاى هرجزئى ساير اجزاء نيز منتفى مىگردند، ولايت بدون نماز، ولايت نيست كما اينكه نماز بدون ولايت نيز ولايت نيست مثل اين روايت كه امام صادق عليه السلام فرمود: «سنگ بناى اسلام سهچيز است: نماز، زكات، ولايت و هيچكدام صحيح نيست مگر اينكه آن دوى ديگر نيز وجود داشته باشند». 3خامساً گرچه معروف آن است كه ولايت را شرط توحيد عبادى مىدانند امّا از برخى روايات استفاده مىشود كه اطاعت خداوند و توحيد عبادى شرط قبولى ولايت