132تا جوانان شيعه ببينند كه اينها خلاف عقل است و سپس در اصل دين اسلام شك كنند و در واقع اين كيد و حيلهاى بوده است تا به اين وسيله مردم را از اسلام منحرف كنند». 1بهنظر نگارنده نيز آقاى قفارى عمداً اين نسبتهاى ناروا را به شيعه وارد ساخته است تا اهل سنت را نسبت به شيعه و مذهب اهل بيت عليهم السلام بدبين سازد.
سپس آقاى قفارى گفته است: «حديثى كه از شيعه نقل شد توهين و تنقيض پيامبر را دارد زيرا مىگويد پيامبر ابتدا مخالفت با امر پروردگار خود نمود و اين تنقيص پيامبر است و كفر مىباشد. علاوه بر آنكه توهين ديگرى به پيامبر دارد زيرا دلالت مىكند كه پيامبر از مردم ترس داشته و مردد بوده است كه امر خدا را اجرا بنمايد يا خير». 2با يك نگاه اجمالى به روايت روشن مىشود كه هرگز دلالت و حتى اشعارى به «مخالفت با امر خداوند» در آن وجود نداشت و نيز مسأله ترس از مردم و ترديد در اجراى دستور خداوند در اين حديث وجود ندارد، 3 و آقاى قفارى آن را از نزد خود به حديث اضافه كرده است!! ضمن آنكه «خائف بودن پيامبر» تنقيص آن حضرت نيست كه آقاى قفارى آن را كفر شمرده است، 4 همچنانكه تفاسير اهل سنت و بلكه وهابيان صريحاً «خوف از مردم» را به پيامبر نسبت دادهاند. 5 و قرآن كريم نيز صريحاً خوف را به